
چند روزی است "سانا مارین" نخستوزیر سیوشش ساله فنلاندبه دلیل شرکت در مراسم مهمانی و خوشگذرانی با دوستانشمورد انتقاد و در مرکز توجه رسانهها قرار گرفته است...پیش از این نیز این نخستوزیرِ اهلِ عشق و حالبهواسطهی حضور در کلاب و پارتی از سوی رقبا و احزاب مخالف مورد انتقاد قرار گرفته بود...فارغ از آنکه سانا مارین مواد مخدر مصرف کرده یا نه،آنچه مهم است "دیوانگی" نخستوزیر فنلاند است...دیوانگی همان اکسیر نابی استکه باعث میشود آدمی هر بار جان تازهای بگیردتا بتواند اضطراب و چالشها و استرسهای تمامنشدنی زندگی را تحمل کند...زندگی بدون دیوانهبازی امکانپذیر نیستو اگر هم ممکن باشد بسیار کِسلکننده خواهد بود...آدمی باید متناسب با سن و سالش دیوانگی کند...گاه صلاه ظهر تابستان زنگ خانهای را بزند و فرار کند...گاه از دیوار باغ همسایه بالا رود تا سیبها را بچیندو همراه با دوستانش هِرهِرکنان آنها را گاز بزند،گاه با یارش مخفیانه و با ترس و لرز پیچهای جادهی چالوس را برودو گاه در مهمانی و محفل خصوصی بدون درنظر گرفتن موقعیت سیاسی و اجتماعیاش،سرخوش شود و قِری دهد و بالا و پایین بپرد...زندگی بدون دیوانهبازیهایش مفت نمیارزد..!حتی اگر رئیس دولت کشوری باشیکه روسیه پشت مرزهایش دندان تیز کردهتا زمستان سر برسد و پیوستن به ناتو و حفظ کشور دغدغهات باشد،باز باید زمان و مکانی را برای تخلیه انرژی و دیوانهبازی داشته باشیکه اگر دیوانهبازی نکنی زمستان نرسیده باید دستانت را در مقابل زندگی بهعلامت تسلیم بالا ببری...آدمی اگر بخواهد بهواسطهی پُست و مقامو جایگاه و شهرت و اعتبارش دور شود از دیوانهبازی،بدون شک به زندگی سه _ هیچ باخته و باید سرافکنده زمین بازی را تَرک کند...gharibe64sms.blogf
برچسب:
نویسنده: بهنام رضاپور
تاريخ: سه
شنبه
12 مهر
1401 ساعت: 17:13